نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

گاهی آدم شدیدا احساس میکنه نیاز به نوشتن داره...وقتی مینویسی ، و بعد نوشته هاتو میخونی، انگار داری با یا آدم آشنا میشی...انگار ناخواسته با خودت روبه رو میشی...این حسو دوست دارم...

طبقه بندی موضوعی

one day

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۴ ب.ظ

از پست قبلی تا الان ، زیاد فیلم دیدم و قطعا از تنبلی بوده که اینجا ننوشتم :) 

ولی فیلم امروز رو دوست داشتم بنویسم . پیشاپیش اینکه ممکنه بخش هایی از داستان گفته بشه .اگر تمایل دارین اول فیلم رو ببینین یا دونستن داستان و انتهای فیلم اذیتتون میکنه ، ادامه رو نخونید .(عنوان ، اسم فیلمه )


فیلم داستان 2 نفره که به نظر اتفاقی در روز جشن فارغ التحصیلی با هم آشنا میشن و مسیر رابطشون ( که البته بعدا مشخص میشه هر دو از هم دیگه خوششون میومده ) . داستان درباره 15  سال رابطه دوستی این 2 نفره  . اینکه در این 15 سال ، هر دو همدیگر رو دوست دارن ولی هربار بنا به دلیلی با هم نیستن  . حتی وقتی وجود داره که همه چیز آمادس ، و هیچکدوم مانعی برای با هم بودن ندارن ، ولی در نهایت یکی میگه که آمادگی پذیرفتن این رابطه رو نداره . بعد از 15 سال ، زمانی که هیچ جاذبه یا تعهد دیگه ای تو دنیا وجود نداره که این 2 نفر بخوان با پایبندی بهش از هم دور شن ، "با هم " بودن رو شروع میکنن . به نظر میاد هر دو از چیزی که  دارن راضین . پایان داستان ، پایان ناراحت کننده ایه و خیلی اصرار به گفتنش ندارم . 

درباره این فیلم ، فقط چند تا چیز هست که دوست دارم بنویسم تا بمونه و بعدا بتونم بخونم 

اول اینکه  درک این 15 سال آسونه . شاید مال حسیه که آدم فکر میکنه هنوز زمان داره . ولی فیلم به وضوح نشون میده حتی اگه در نهایت بهترین اتفاق هم بیوفته ، ممکنه زیاد پایدار نباشه :)

دومین حسی که توی فیلم خوب فهمیدمش ، حسی بود که با اینکه هر دو همدیگه رو دوست داشتن ، اما به این درک رسیده بودن که لزوما به این معنی نیست که میتونن با هم رابطه و روز های  خوبی داشته باشن . دوست داشتن واقعا کافی نیست:)

سوم هم اینکه میشه یه نفر رو دوست داشته باشی و هم زمان مطمئن باشی که نمیتونی اون رو دوست نزدیک خودت بدونی . شاید منظورم رو خوب نرسوندم ، ولی این دیالوگ اون لحظس :

i love you , but i dont like you anymore 

این ها رو نوشتم تا بمونه برای خودم ، تا یه روزی بخونم و اگر تغییر کرده بودم یادم بیاد دیدگاه خودم رو :)



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۸
reyhane falanji

نظرات  (۳)

چیزی شبیه این فیلم در زندگی من رخ داده .. 15 سال با یکی بودم و نبودم .. حتما می بینمش ، ممنونم :)))
پاسخ:
خیلی دوست دارم بشنوم تجربتو ... خیلی ناپایدارم تو این صبر کردنا :)
برگشتم که برات بنویسم دیدمش .. بی نهایت ازت ممنونم بابت معرفیش .. کلی اشک منو در آورد ولی ارزشش رو داشت .. 

عالییی بود .. ممنونم :))))
پاسخ:
دمت گرم ، چقد زود دیدیش :)) 
من فاصله معرفی فیلم تا دیدنش یک ماه تا یک سال طول میکشه ... 

من انقدر شوکه شدم که نتونستم حتی گریه کنم . تا 3/4 فیلم با دوستم میخندیدیم و میدیدیم . 1/4 آخر به طرز عجیبی هر دو ساکت شدیم :) دیگه حتی به همم نگاه نمی کردیم :))
چند مورد ناگفته در اینجا هست.
اول اینکه تا واقعا با یکی در رابطه نباشی، نمیتونی بگی چقدر دوستش داری! دید و رفتار آدما حین رابطه با دید و رفتارشون در خارج از رابطه فرق میکنه. اگه بعد از دیدن بدی های طرف باز هم عاشقش بودی، میتونی ادعای دوست داشتن بکنی. دومین ناگفته اینه که تا وقتی که کاملا با دل و جان به یکی دل نبستی، نمیتونی ادعای دوست داشتنتش رو داشته باشی. این یه نوع جلوگیری از دل بستنه.  وقتی از دلبستگی جلوگیری کنی، چطوری میتونی بگی حدش چقدره و یا چقدر میتونی با طرف مقابل همخوانی داشته باشی؟ این میشه که میبینی آینده اون دو نفر زیبا نمیشه. حتی اگه صد سال هم قبلش همدیگه رو دوست داشتن! میشه جریان همون مورچه ای که عاشق چای خشک میشه!
اما به نظر من، وقتی دو نفر همدگه رو دوست داشته باشن، دوست داشتنی نه از این نوع که جلوشو بگیری یا یه وقت باشه و یه وقت نباشه (!!) میتونن آینده خوبی هم داشته باشن و واقعا فقط همین دوست داشتنه کافیه. وقتی کافی نمیشه که مادی گرای یا دنیا طلبی یا راحت طلبی هامون جلو ابراز علاقه یا پیش رفتن علاقه رو میگیره. میگی من دوستت دارم، واقعا هم دوستت دارم، اما اگه قرار باشه با تو زندگی کنم، نمیتونم به اون هدفم برسم، پس دوست داشتن کافی نیست! نه کافیه... منتها در تو کافی نیست. اونقدری نیست که بخاطر طرف بخوای از یه هدفت که نه، از کل دنیات بگذری. اینطور دوست داشتنا خیلی کمرنگ شده. حداقل من که ندیدم. و وقتی دوست داشتنای کمرنگ زیاد بشه، مجبوری به همینا اکتفا کنی. ولی روحت همیشه در آزاره. چون انسان نقص در عشق رو نمیتونه تحمل کنه. عشق یعنی احساسی بی حد و مرز. نه اینکه بگی من تا این حد میتونم دوستت داشته باشم. عشق وقتی جلوه پیدا میکنه که شیفته و شیدای طرف مقابلت بشی اونم طوری که حاضر باشی تمام دنیاتو بریزی دور و دنیا رو از چشم اون ببینی. تجربه داشتم این عشقو. اونقدر عمیق میشه که به قول سعدی:

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم 
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم 
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

یعنی حتی بعد از مرگت هم این دوست داشتن ادامه داره. این یعنی محدود به دنیا نیست. این چنین دوست داشتنی زیباست.
پاسخ:
این دوست داشتن خوبه ، قشنگ هم هست ، ولی میدونم بس نیست :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی