نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

گاهی آدم شدیدا احساس میکنه نیاز به نوشتن داره...وقتی مینویسی ، و بعد نوشته هاتو میخونی، انگار داری با یا آدم آشنا میشی...انگار ناخواسته با خودت روبه رو میشی...این حسو دوست دارم...

طبقه بندی موضوعی

از آخر به اول رسیدیم !

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۳ ب.ظ

تهش که شد گفتم تموم شد . دیدم تازه شروع شده . تازه رنگ گرفتم دستم اتاق دنیامو رنگ بزنم . امروز قراره دنیا"م" مال خودم باشه. اونجوری که میخوام بچینمش. هرچی جلوتر میرم بیشتر میبینم . راحت تر میگذرم .چیزی که همیشه واسم سخت بوده امروز راحت تر شده. از خیر خیلی چیزا دارم میگذرم . هی یادم میره چرا انقدر درگیرم . هی یادم میره ماهیت دنیا همینه . هی یادم میره اگه "کوسه" ای دنبالم نکنه ، از شدت بی تحرکی میمیرم . هی یادم میره و اذیت میشم . هی یادم میره و نا امید میشم . هی یاد میگیرم به چیزی دل نبندم . اما یادم میاد دل بستن ربطی به تلاش نداره . یادم میاد دلم میخواد بدون اینکه همش نگران این باشم که به کجا میرسم ، حرکت کنم. یادم میاد از تلاش هایی که نا فرجام بود بیشتر از نتیجه ها یاد گرفتم ، اگرجه لذت نتیجه ها زیاد بود . 

یادم میره ، یادم میاد و درگیرم تو این بازه :) . انقدر اذیت میشم تا یادبگیرم یادم نره ! . اشکالی نداره . چی از این بهتر میشد باشه ؟ پارسال این موقع دنیای محضمو چیده بودم . نمیذاشتم آب تو دل این دنیا ی عزیز کرده تکون بخوره . اما الان ، آب که هیچی . تو دنیام سیل میاد ، عیییین خیالم نیست . غصه میخورم ،بعدش پا میشم از نو میچینم . محکم تر !

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۵
reyhane falanji

نظرات  (۲)

هر چیزی که تو رو نکشه، قوی ترت میکنه
این رو نیچه میگه
چیزی که برام مسلمه اینه که سختی کشیدن باعث رشد آدم میشه. اما سختی هایی که توی راه رسیدن به هدفت میکشی. نه سختی های حسرت گذشته یا ترس از آینده. اونها فقط محصورت میکنن
مثل همون تجربه های تلخ نشدن ها... اونم یکی از همین سختی هاس که باید دور انداخته بشه... گاهی شاید "ای کاش مغزم فرمت میشد" میاد تو ذهنت تا هم از دلگیریا پاک بشی و هم از تجربه های تلخ

امیدوارم سلامت باشید

پاسخ:
چقد این چند وقت از نیچه شنیدم :)) 

آره . قبول دارم حرفتونو . ولی خیلی سخته آدم دقیقا جایی که مغزش قفل کرده و نمیتونه تحلیل کنه چی به چی ، بخواد تصمیم بگیره و از قضا تصمیم بهینه ای هم باشه ! منظورم اینه که نمیتونم خودمو از این گذشته و آینده جدا کنم ! 

ممنون ، خوشحالم برگشتین 
خب بدون شک بی دلیل نیست :)
آره اگه آسون بود و راه حلی واسش داشتم، براتون می نوشتم. ولی خودمم توش گیر کردم. 
خیلی ناراحت کننده ست راه درستو بلد باشی ولی نتونی اجراییش کنی! 
گاهی اوقات مثل سربازی که تیر زیادی بهش خورده، توان حرکت کردن نداری، انگار وزنه سنگینی گذاشته باشن روت و تو هم حوصله نداشته باشی برش داری

من هی میرم :)) ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی