نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

گاهی آدم شدیدا احساس میکنه نیاز به نوشتن داره...وقتی مینویسی ، و بعد نوشته هاتو میخونی، انگار داری با یا آدم آشنا میشی...انگار ناخواسته با خودت روبه رو میشی...این حسو دوست دارم...

طبقه بندی موضوعی

که میبینم که این دشت مشوش!

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

داشتم دنبال مثنوی های حافظ میگشتم ،که به مثنوی "الا ای آهوی وحشی " رسیدم . نمیدونستم مال حافظه . از خوندن صد بارش لذت بردم و رفتم سراغ غزل هاش . غزل هایی که میخونم ، بعضیاش اینجورین که تا وسطای شعر ، یه حسی رو درونت به وجود میاره و قوی و قوی ترش میکنه ، و بعد یکدفعه توی یک بیت کاری میکنه که از شدت زیبایی میخندی :) . 

از وقتی یادم میاد ، شعر رو از بقیه نوع نوشته ها بیشتر دوست داشتم . اولش هم با همین حضرت حافظ شروع شد :) . یه دیوان حافظ پیدا کردم و صفحه اولشو باز کردم . طبیعتا هیچی نفهمیدم ، 9 سالم بیشتر نبود :) . شروع کردم روی تک تک کلمات ، تمام تلفظای ممکن رو پیاده کردم تا ببینم کدوم آهنگش درست میشه :) . فکر کنم وقتی بابام دید دارم یه نفره کمر شعر فارسی رو میشکنم ، اومد کمکم و اولین غزل اینجوری خونده شد :) .

توی شعر چیزی هست که تو نوشته عادی نمیشه دید . خیلی فرقشه وقتی میگن : این 2 روزی که نبودی واسم مثل 2 ماه (سال/قرن!) گذشت ، تا اینکه بگه : ماهم این هفته برون شد و به چشمم سالیست ! . 

بعضی از معاصر ها هم خیلی خوب مینویسن . یکی از شاعرای معاصری که به شدت گم نام و خودم چند ماهیه که میشناسمش ، نادر نادرپوره . اشعارش عالین ! شعری داره درباره وطن ( کهن دیارا ، دیار یارا ! .. )  که شروع شناخت من از ایشون بود . یا نظری که "خیلی" خوب مینویسه . همیشه توی شعر یا نوشته هم ، بیشترین چیزی که دوست داشتم توصیف بوده . اینکه اونقدر اون صحنه خوب توصیف شه که همیشه بمونه توی ذهنت . از این نظر علیرضا آذر واقعا عالیه ! . توی ذهنم شعر هاش ، هیچ وقت قوی نبوده ولی توصیفاتش از نهایت عشق یا ناامیدی یا ... به نظرم جذابه . *

خلاصه اینکه انگار اثر شعر از بقیه نوع نوشته ها بیشتره (حداقل روی من :) ) . اگه کسی بگه نرو ، شاید نرم ، ولی اگه بگه : نرو ، بمان ، که کوچه خسته است ، ز خاطرات زخمی عبور ها .... :) قطعا دیگه نمیتونم برم :) 

* گویا شعری داره علیرضا آذر که یه جا میگه : ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد ... . شاعر دیگه ای در نقدش میگه : ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد ! ..... شاعر شدید و شعر را هم بی شرف کردید :) 

** اینکه انقدر تعداد محدودی نام برده شد ، دلیل بر این نیست که تنها این شعر ها ارزش خوندن دارن . اینها چیزی بود که در لحظه یادم بود . مثلا برای معاصر ، قطعا خوب تر از آذر میشه نوشت :) 

*** و دیگر  هیچ !

**** اینجا دیر گاهیست بید ها هم از جنون خود گریزانند !

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۳۰
reyhane falanji

نظرات  (۲)

۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۵۶ حصار آسمان
سلام
ذائقه شعری من که با مولانا باز شد. بخصوص داستان اولش و اون ابیات بسیار زیباش.

بیدها شاید، اما حکایت من و دل چیز دیگری ست ...
پاسخ:
:))) این وسط فکر کنم سعدی غریب و مظلوم مونده :) 
 
خیلی خوشحالم دوباره برگشتید :) . امیدوارم بیشتر بنویسید :) 
۰۲ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۶ حصار آسمان
سعدی هم شاعر خوبیه ولی راستش خیلی با شعراش برخورد نداشتم! یعنی گذرا خوندم. شاید اگر جدی میخواستم شعراشو بخونم، از اونم خوشم میومد. فعلا تا اونجایی که خوندم، واقعا شعراش خوب بوده

ممنونم. آخرش توی این رفت و آمدا میمیریم :))
پاسخ:
آره منم همینطور ! به قول شما کمتر ازش شعر خوندم ولی اونایی که خوندم عالی بودن !

خدانکنه :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی