نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

نوشتن...

بهترین راه ارتباط یه آدم با خودش :)

گاهی آدم شدیدا احساس میکنه نیاز به نوشتن داره...وقتی مینویسی ، و بعد نوشته هاتو میخونی، انگار داری با یا آدم آشنا میشی...انگار ناخواسته با خودت روبه رو میشی...این حسو دوست دارم...

طبقه بندی موضوعی

یجورایی خود آزاری :)

جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۵ ق.ظ
حس این آهنگ رو تجربه نکردم . امیدوارم هیچ وقت هم تجربه نکنم . اصولا از این دست آهنگ ها خیلی هم گوش نمیدم . نمیدونم چی شد یهو دیشب شروع کردم گوش کردن . اعصابمو خورد میکرد ولی ادامش میدادم . 
مشخصا این آهنگ برای یک رابطه احساسی - عاشقانه خونده شده . چیزی که توی این آهنگ هست که من باهاش همدردی میکنم ، حس از دست دادنه ! حالا تو هر نوع رابطه . 
اومدم بگم جز بزرگترین ترس هامه ، دیدم رسما بزرگترینشه . خودمو گول میزنم ، ولی چیزی که جلومو میگیره ، نه یه بازه 5 سالس و نه هیچ چیز دیگه ای به جز ترس. 
ایکاش میتونستم دیباگش کنم :)) . انوقت میفهمیدم اون زمانی که دارم به این چیزا فکر میکنم ، دقیقا چیزی که میاد تو ذهنم دلیلش چیه و درباره دلیلش خیلی منطقی با خودم حرف میزدم و حلش میکردم :) . حیف :) . آی دی ای نداریم گویا واسه این کارا :) . 
یدونشو میدونم دلیلش چیه . رو تجربه هام زیادی حساب میکنم . اصلا حواسم نیست تجربه توی یه شرایط خاص بوجود اومده که هر کدوم از پارامتر های اون شرایط عوض شه ، اون تجربه عوض میشه . فکر میکنم دنیا همیشه همینیه که من یکبار (یا 10 بار تا حالا دیدم ) . شاید بتونم یه ذره به خودم حق بدم . اگه یکی دیگه جای من بود چیکار میکرد ؟ این مشکلیه که صرفا من باهاش درگیرم ؟ یعنی اگه یه نفر دیگه به جای من بود ، زود اکی میشد باهاش ؟ نمیدونم :/ . هی سر رشته ی افکارمو میگیرم میرم ببینم تو ذهنم به کجا میرسم . به یه جاهایی میرسم که انقدر باهاش درگیرم که نمتونم خودمو از حال و هواش جدا کنم و از دور نگاه کنم . این میشه که همیشه بابت این نگرانی و ترس به خودم حق میدم . اینم مثل یه وقتیه که یه دولوپر میخواد از کد خودش ایراد بگیره . خیلی سخته از فضای ذهن خودت بیای بیرون و به کد خودت ایراد بگیری :) . 
خوب چاره چیه ؟ اینکه من شروع کنم ذهنم رو جلوی یه نفر دیگه پیمایش کنم و اون یه نفر بشینه از دور به این فرآیند ایراد بگیره . چرا اینکارو نمیکنم  ؟ :)) . چون نمیتونم :) . چون سختمه حرف بزنم . چون نمیشناسم خودمو :/ . 
راه حل دیگه ای داره ؟ 
 
پ.ن 1: بعد از نوشتن فهمیدم که نوشته هام هیچ ربطی به آهنگه نداره :) . صرفا آهنگه منو یاد از دست دادن آدمایی که واسم ارزش دارن انداخت و دوباره شروع کردم ازش گفتن :)

پ.ن 2 :خوش باش به نور ماه ، ای ماه که ماه ،  بسیار بتابد و بسیار بتابد و نیابد ما را !


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۱۲
reyhane falanji

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی